![]() |
![]() |
|
| که ديشب از تو جيب کت راه راه قهوه اي آويزون شده کنار پنجره يواشکي برداشتم... |
|
و خداوند و لطافت و خداوند و زن و خداوند و خداوند و لطافت و خداوند لطافت را آفريد . و خداوند و زن و خداوند " اِنَّهُ لَطِيفٌ خَبِير" پ ن : پرستش ، سزاي توست لطيف من ! |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
مگر نه اينكه خدا تو را قسمت من كرد ؟ مي خواهم آنقدر "خدا" من را قسمت تو كرد . |
|
+نوشته شده
توسط اون یکی |
|
|
می گویند: " با یکگل بهار نمی آید." اما ... اما می توان ... به استقبال بهار رفت. حتي با يكگل . |
|
+نوشته شده
توسط اون یکی |
|
|
با پارويي از جنس خود پارو زنان دريا را به قعر افتادم. و معجزه معجزه زماني اتفاق افتاد که خود را بي خود به موج تو سپردم. |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
عشق ، عشق است هوس ، هوس است اگرچه به مخلوق. اگرچه به خالق. |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
نميتوني كاري كني براي كسي كه نگران خودش نيست . نگران باش نگران كردن كسي را كه نگران خودش نيست...! بنازم گلوي شش ماهه اي را كه نگران كرد آنان را كه خود را و دين خود را نگران نبودند! پي نوشت : واقعه در زماني اتفاق افتاد كه مساجد پر بود از نمازگزاران مسلمان و به ظاهر هيچ جاي نگراني نبود. پي نوشت : نگران باشيد كه به ظاهر هيچ جاي نگراني نيست . |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
ترجيح ميدم ... ترجيح ميدم عاشق پير زن همسايمون باشم تا دختر همسايمون!!!
|
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
دنیا مثل دوست پسرت ( شایدم دوست دخترت) میمونه ... دنبالت میاداگه ازش بگذری و تو سرت مییزنه اگه فقط حس کنه که بهش نیاز داری... به خاطر اتفاقای کوچیک و بزرگی که برات رقم میزنه نه زیادی خوشحال شو و نه زیاد ی ناراحت آخه اون اینجوری میفهمه که تو چقدر بهش نیاز داری...!!! پی نوشت : ما نخوردیم نون گندم ولی دیدیم که دست مردم...!
|
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
یه پیشنهاد بهمون شد... یه پیشنهاد عالی ... بعضی هاقبول نکردند... یعنی باور نکردند... پیشنهاد شد که : اگه از خوردن کیک زندگی لذت ببرید به پاداشتان شهری از کیک در انتظاراتان خواهد بود. کیک زندگیم را دوست دارم و ازش لذت میبرم که هرچه بیشتر لذت ببرم شهری بزرگتر و خوشمزه تر در انتظارم خواهد بود. |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
خواستن توانستن است... نه !!! خواستن شدن است... و به توانایی که داری یا میتونی داشته باشی بی ربطه.! |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
یک آدم بد من رو اینطور نصیحت میکرد : اگه بقیه رو الاغ فرض کنی اون موقع تو سه حالت پیش رو داری : 2_تو الاغی : تو اجازه میدی بقیه کنارت بیان . 3_تو آدمی : تو سوار بقیه میشی . توضیحات1 : فاصله بین الاغ و خیلی الاغ کمتره تا الاغ و آدم پس زیاد خوشحال نباش که به همراهی معتقدی. توضیحات 2: هر الاغی برای بار بردن به یونجه نیازداره اصلا مهم نیست که یونجه خوب به الاغت بدی مهم اینه که یونجه رو خوب به الاغت بدی. پی نوشت 1 : اینی که منو نصیحت کرد یه آدم بد نیست خیلی بده. |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
به طرفت اعتماد کن... نه به اندازه شخصیتش.! به اندازه شناختت ازش.! |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
من در این بی رنگی... فکر یک آبی روشن هستم... که بیاید زردیه زندگیم را ببرد... من در این بی رنگی... فکر سبزی هستم... سبزی از من با او... سبزی از ما تا سرخ... سبزِ سرخی بیرنگ بیرنگ . . . |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
تو ... مسکيني ؟ يتيمي ؟ يا اسير ؟ هيچ کدوم ؟ يعني بالاتري ؟ . . . بي خيالش شو . فراموشش کن . آنها اينها را اطعام کرده اند . . . و ميکنند . . . پ ن : و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا ( سوره انسان آیه 8 ) |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
و ما ادراک ما ليله القدر . و درک نميکي چيست شب قدر. و بخواب راحت. و چرا بيخواب ميکني خودت را بي خود؟ و نصيبت نميشود چيزي در بيداري عقل. و بخوابانش. و شايد ... و شايد بیدار شود دل و درکش خواهيد کرد به اندازه خواب عقل و بيداري دل |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
تا زمانی که... متفاوتی ز نده ای.! پ ن :متفاوت با بقیه و با گذشته ات . پ ن , پ ن : بقه شامل همه موجودات اعم از زنده یا غیر زنده میبشد. |
|
+نوشته شده
توسط این یکی |
|
|
اگه |